تبليغاتX
مرکز هنرهای ادبی عبید
مرکز هنرهای ادبی عبید

شب های شعرخوانی من بی فروغ نیست

                                                 اما تو با چراغ بیا تا ببینی ام...

شب شعر مرکز هنرهای ادبی عبید        

زمان: یکشنبه ها ساعت ۱۸ 

مکان: سرای اهل قلم استان قزوین(خانه فرهنگ امیرکبیر- خ هلال احمر)

نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 8:36 توسط عبید|

به مناسبت سالروز آزاد­ی خرمشهر  شب مرکز هنرهای ادبی عبید یکشنبه سی­و­یکم اردیبهشت ماه، با حضور علاقه­مندان به شعر و ادب فارسی در سرای اهل قلم استان قزوین برگزار شد.

در این جلسه حمیدرضا سبحانی­نژاد مجری برنامه ضمن قرائت اشعاری به­مناسبت این ایام درباره ادبیات داستانی دفاع مقدس سخن گفت و افزود: متأسفانه پس از جنگ تحميلي در ادبيات آن­چنان كه بايد و شايد به بحث دفاع مقدس و ارزش­هاي آن پرداخته نشده­است. پس از جنگ نويسندگان و شاعران كشورمان بدون اينكه به ابعاد مختلف اين برهه از تاريخ ايران اسلامي بپردازند و از بعد حماسي، جان­فشانی رزمندگان، فتوحات ایرانیان و جريان داشتن زندگي و انسانيت در جبهه­هاي نبرد صحبت كنند و با اصول هنری به دفاع مقدس بپردازند، تنها به بُعد خاطره و وقايع­نگاري حوادث آن بسنده كرده و كارهاي ماندگار و تأثيرگذاري انجام نداده­اند. در مقابل در ادبيات ماندگار جهان با بن­مایه­ی جنگ شاهد شکوفایی آثار داستانی بوده­ایم به عنوان مثال رمان "جنگ و صلح" اثر لئو تولستوي علاوه­بر داشتن روایت بسیار قوی، غنی از وجوه مختلف شخصیت­پردازی است  و به رویداد ها و بحران­های مهم تاریخی نیز اشاره می­کند.

در ادامه محمدعلي حضرتي درباره ادبيات خصوصاً شعر دفاع مقدس نكاتي را بيان و خاطرنشان كرد: در زمان دفاع مقدس اکثر اشعاری که سروده می­شد حالتی شعاری و مهیج داشت. البته اين نكته كاملاً اجتناب­ناپذير بود  زیرا  وقتي حمله­اي اتفاق می­افتد و كشوری در شرايط اشغال به سر مي­برد، براي بيرون راندن دشمن عاقلانه نيست كه شاعر تصويرهاي شاعرانه به كار گیرد چون مخاطب نياز به تهييج و روحیه­دهی دارد؛ به همين­جهت بن­مايه­هاي شعار در آثارشان شاعران بزرگي مثل قيصر امين­پور، سيد­حسن حسيني، سلمان هراتی پررنگ­تر بود البته در آثار سپيد اين آفت كمتر به چشم مي­خورد. با این حال اشعاري كه بعد از پايان جنگ درباره دفاع مقدس سروده شد از لحاظ هنري قوي­تر از آثار گذشته بوده است. حضرتي افزود: براساس يك نظريه ادبي شعر جنگ در زمان جنگ و داستان جنگ بعد از جنگ آفريده مي­شود؛ به نظر من بعد از جنگ داستان­های تأثیرگذار و ماندگاری که از عناصر داستانی استفاده­ی درست و مفیدی کرده باشند کم داریم و اکثر آنچه منتشر شده خاطره­های آن دوران باشکوه است و متأسفانه هنوز تصوير درستي از رزمندگان نداريم كه به عنوان الگويي قابل توجه به نسل جوانمان عرضه كنيم. به­ویژه درمورد عنصر شخصیت­پردازی در داستان­های دفاع مقدس این کمبود بیشتر به چشم می­آید.

وي سپس به خوانش اشعاري در زمينه دفاع مقدس و نقد و بررسي آن­ها پرداخت.

در فواصل برنامه شاعران  اشعار خود را قرائت کردند.

0n9w8rl7ejv3a9l7v90t.jpg

 


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1391ساعت 10:14 توسط عبید| |

خيابان، دوربين و آب و قرآن، اولين برداشت

كسي در صحنه خم شد ساك خود را از زمين برداشت

تريبون­ها پُر از احساس، رفتن را هجي كردند

تمام شهر را آوازهاي آتشين برداشت

بيا اي لشگر صاحب­زمان آماده باش اكنون

وطن يا دين براي هردو بايد تيغ كين برداشت

در اين­جا صحنه­ي دوم غبار و خون و باروت است

كلاش كهنه را بازيگر ما با يقين برداشت

دلش در بند بود و بند پوتين خودش را بست

قدم­هاي خودش را عاشقانه تا كمين برداشت

شروع جلوه­ي ويژه، شب و مين، كاوش و مي­ريخت

اناري دانه­دانه خون خود را روي اين برداشت

اناري دانه­دانه بسته شد مردي كبوتر شد

ولي در پشت جبهه مادري تا­خورد چين برداشت

و روي شانه­هاي شهر آرام و رها مي­رفت

مكعب خالي­خالي، خيابان، واپسين برداشت

                                             رضا علي­اكبري

نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1391ساعت 9:55 توسط عبید| |

همزمان با بیست­و­پنجم اردیبهشت ماه روز ملی حکیم سپهسالار سخن، فردوسی طوسی، آیین بزرگداشت این شاعر بزرگ توسط مرکز هنرهای ادبی عبید در تالار سرای اهل قلم خانه فرهنگ امیرکبیر برگزار شد.

در آغاز برنامه محمدعلی حضرتی پس از قرائت ابیاتی از شاهنامه اظهار داشت: هیچ شاعری در تاریخ ادبیات فارسی به اندازه فردوسی و شاهنامه­اش تأثیرگذار، دوران­ساز و فرهنگ­پرور نبوده است؛ شاهنامه آیینه­ی تمام­نمای فرهنگ ایرانی است و در روزگارانی که کشور ما مورد تجاوز و یغمای همسایگان قرار می­گرفت تنها شاهنامه فردوسی بود که به ایرانیان روحیه می بخشید . شاهنامه­خوانی از زمان سلطان محمود غزنوی رواج یافت و در دوره صفویه و قاجار به اوج خود رسید و تا به امروز  هویت و فرهنگ ایران و ایرانی را حفظ کرده است. وسعت نفوذ شاهنامه در مناطق مختلف ايران بيانگر جايگاهي است كه مردم ما براي فردوسي قائل هستند. اهمیت شاهنامه به حدی است که نه تنها در قلمرو جغرافیایی ایران بلکه در گستره­ی فرهنگی جهان تأثیرگذارترین اثر ادبی محسوب می­شود. فردوسي با سرودن شاهنامه يك زبان معيار ایجاد كرد؛ او پرچم زبان فارسي را برافراشت و همه آنها كه پس از فردوسي آمدند در زير درخت تناور و سايه افكن شاهنامه نفس كشيدند و اثر آفريدند.

brsrm9ase4n8xl0wm.jpg

سپس حضرتی به معرفي میهمان برنامه دكتر سيداحمد وكيليان پرداخت و در ادامه دكتر وكيليان استاد دانشگاه ، مدير مسئول و سردبير فصلنامه "فرهنگ مردم" از چگونگي منتشر شدن اين فصلنامه سخن گفت و ضمن خوانش ابياتي از شاهنامه در حوزه مردم شناسي این اثر فاخر ملی نكاتي را بيان نموده و خاطرنشان كرد: به نظر بنده مهمترين اثري كه به ايرانيان هويت بخشیده شاهنامه است و فردوسی نخستین شاعر بزرگ ایران زمین می­باشد. شاهنامه اثری متعلق به مردم است و بخش مهمي از شاهنامه از طريق فرهنگ شفاهي مردم به فردوسي رسيده­است علاوه بر آن وقتی شاهنامه به ميان مردم رفت مردم آن را با سبك و سياق خودشان بازآفريني كردند . منظومه "دارجنگه" كه نام درختي و به زبان لكي است نمونه­اي از تأثير شاهنامه در مردم است.  هيچ اثري نه در ايران و نه در دنيا چنين محبوبيت عامي نداشته و ندارد. دكتر محمدامين رياحي نویسنده كتاب "سرچشمه­هاي فردوسی­شناسی" چه نيكو اشاره مي­كند كه شاهنامه تجلي روح ايران است اما نبايد تصور كرد كه همه­ي ارزش و اهميت شاهنامه تنها به علت موضوع حماسه ملي آن است بلكه بايد دانست كه وسعت خيال فردوسي و عمق انديشه­هاي او در هنر شاعري، چيره­دستي او در دقايق داستان­سرايي و توانايي او در آفرينش معاني لطيف در زمينه­هاي گوناگون از حكمت و اخلاق و تغزل و وصف طبيعت او را بزرگترين شاعر ایران كرده و شاهنامه را به اثری جهانی تبدیل نموده است. وی خاطرنشان کرد: در امثال و حكم علامه دهخدا دوهزار ضرب­المثل از فردوسي ثبت شده است. شاعران پس از فردوسي نيز تلاش كرده­اندكه مثل­هايي را بيافرينند اما تقريباً  تمامی آنچه که فردوسي گفته را با واژه­هاي ديگري تكرار كرده­اند.

وکیلیان افزود: اميدوارم زمينه­هايي فراهم شود که بتوانیم فردوسي را هرچه بيشتر و بهتر به نسل جوانمان معرفی کنیم و در زنده نگاه داشتن فرهنگي كه از پدرانمان به ما رسيده قدم­هایی تأثیرگذار برداریم.

 

نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 21:33 توسط عبید| |

همزمان با ايام ولادت حضرت فاطمه­زهرا­(س) و هفته زن شب شعر مرکز هنرهای ادبی عبید یکشنبه بيست­و­چهارم ارديبهشت ماه در تالار سراي اهل قلم استان قزوين برگزار شد. در این جلسه که جمعی از علاقه­مندان به شعر و ادب در آن حضور داشتند سيدمحمدحسين ابوترابي مجری برنامه در فواصل شعرخوانی شاعران به خوانش و تحليل اشعاری به همين مناسبت پرداخت.

سپس حميدرضا سبحاني­نژاد ضمن تبريك ايام ميلاد بانو فاطمه­زهرا­(س) به پاسداشت سيمين دانشور ماندگارترين نويسنده­ي زن تاريخ معاصر ايران، قسمت­هايي از كتاب "غروب جلال" از آثار او را براي حضار قرائت كرد.

در ادامه و در بخش كتابگذاري محمدعلي حضرتي پس از خوانش قطعاتي از مجموعه شعر "از ماه تا ماهي" سروده "پانته­آ صفايي" شاعر بروجني به معرفي و تحليل و بررسي آن پرداخت و اظهار داشت: آغاز شعر امروز  زنان ایران را باید از دوره مشروطه جستجو کرد که با ظهور "پروین اعتصامی" و" فروغ فرخزاد"  به عنوان دو قله برتر، قله­ شعر زنانه در ایران اوج گرفت و مورد توجه واقع شد؛ البته شخصيت انساني پروين و فروغ بسيار فراتر از جنسيتشان است و نه تنها نماینده شعر زنانه بلکه  نماينده­ي شعر عمومي ايران محسوب می­شوند. "پانته­آ صفايي" که پس از چاپ  اولين مجموعه­اش "گريه­هاي حوا" به عنوان شاعرآييني شناخته شد؛ در مجموعه "از ماه تا ماهی" به پختگی رسیده و توانسته است  عاطفه، تصوير و انديشه اش را در زبان منعکس کند و با صمیمیتی ناب و زن­محور با مخاطب ارتباط برقرار نماید. در غزل­های وی ما با يك زن روبه­رو هستيم زني كه از يك سو ريشه در سنت­ها و از سویی ديگر سودای تجدد در سردارد؛ به این جهت شاهد حرکت او بین سنت و نوآوری در درونمایه اشعارش هستیم. صفایی در اكثر غزل­هايش دغدغه­ها، مسائل، آرزوها و جهان زن ایرانی را از زاويه ديد اول شخص روایت و چهره­های مختلف زنانی را ارائه می­نماید که به نوعی نماینده طیف­های مختلف زنان  در جامعه امروز ما هستند.

در فواصل برنامه شاعران سروده­های خود را قرائت کردند.


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت 1391ساعت 21:31 توسط عبید| |

زن يك نويسنده به طور عام شوهرش را به عنوان يك مرد مي شناسد نه بن عنوان يك نويسنده. خوانندگان آثار اين نويسنده هرچند از دور از اين نظر او را بهتر از زنش مي شناسند. معمولاً زن هاي هنرمندان كم كم نسبت به آثار هنري شوهرانشان بي علاقه مي شوند و بعد نسبت به اين آثار كينه مي ورزند، چرا كه شاهد آفرينش اين آثار و دردسرهاي مقدّمات و نتايجش بوده اند. امّا من كه زن جلال آل احمد هستم او را از نوشته هايش جدا نمي كنم و نه تنها به عنوان يك مرد بلكه او را به عنوان مردي كه نويسنده است مي شناسم.اين گونه شناسايي بيش تر به اين علّت است ه جلال خيلي شبيه نوشته هايش است. يعني سبك جلال خود اوست با اين تفاوت كه من با چرك نويسش سروكار دارم و ديگران با پاك نويسش.

****

سر ناهار جلال خواست خربزه بخورد كه از جلويش برداشتم. گفت: گلويم ديگر درد نمي كند. شوخي كرد، شوخي ها كرد و مهين و من خنديديم. شب پيش هم حسابي ما را خندانيده بود. نمي گذاشت به ما بد بگذرد. فكر مي كرد ما را از تمدّن دور كرده، به جنگل كشانده، جز جنگل و دريا به ما چيزي نداده و ما از تنهايي حوصله مان سررفته، امّا كسي كه با جلال بود هرگز تنها نبود. در ساليان درازي كه ما با هم بوديم، من همواره از خويشان و دوستان دورتر و دورتر مي شدم و به او نزديك تر و نزديك تر. وقتي خويشان و دوستان برايم دل سوزي مي كردند كه اجاقم كور مانده، ته دلم به آن ها مي خنديدم چرا كه اجاقي روشن ت از اجاق من نبود. سر ناهار روز پيشش از من و مهين پرسيده بود: دلتان مي خواهد كجا زندگي كنيد؟ من گفتم: هرجا كه تو باشي و برايش اين شعر را خواندم:

گو كدامين شهر از آن ها بهتر است

گفت آن شهري كه در وي دلبر است

و هنوز هم به همين عقيده هستم و اين اعتقاد هم گمان نمي كنم چندان دور باشد. احساس مي كنم روز به روز آب مي شوم. مرا در مزار جلال چال كنيد. ترتيب سندش را داده ام.

***

رفتم بالا پيش جلال، گفت: باز آن درد آمد، هرچه صدا  زدم، صدايم را نشنيدي. بعد گفت: كوريبان د روي ميز بود يكي خوردم و گفت: ببين چند تا آسپرين داريم؟ شمردم هفت تا آسپرين داشتيم. گفت: خوب تا صبح بس است. گفتم: جلال جان نمي شود اين همه آسپرين خورد. بايد بروم دكتر بياورم. گفت: دكتر تقي زاده كه نيست. گفتم: مي روم هشتپر دكتر نوحي را مي آورم. گفت: نه بابا، چيزي نيست. مي ترسم تو اين باران تصادف كني. صبر مي كنيم تا صبح.

***

به جلال نگاه كردم. ديدم چشم به پنجره دوخته، چشم هايش به پنجره خيره شده، انگار باران و تاريكي چيره بر توسكاها را مي كاود تا نگاهش به دريا برسد. تبسّمي بر لبش بود. آرام و آسوده. انگار از راز همه چيز سر درآورده. انگار پرده را از دو سو كشيده اند و اسرار را نشانش داده اند و حالا تبسّم مي كند. تبسّم مي كند و مي گويد: كلاه سر همه تان گذاشتم و رفتم. بدترين كاري كه به عمرش با من كرده بود همين بود.

***

دكتر خبره زاده همه را متقاعد كرد كه بگذارند براي آخرين بار با جلال وداع كنم. نه شيون كشيدم و نه زاري كردم. قول داده بودم. بوسيدمش و بوسيدمش. در اين دنيا كم تر زني اقبال مرا داشته كه جفت مناسب خودش را پيدا بكند... مثل دو مرغ مهاجر كه همديگر را يافته باشند و در يك قفس با يكديگر هم نوا شده باشند و اين قفس را براي هم تحمّل پذير كرده باشند.

تابوت را در آمبولانس گذاشتند و راه افتاديم. جلو كارخانه چوب بري توقّف كرديم. بيش تر كارگرها در خيابان به مشايعت آمده بودند و تعداد زيادي از دوستان هم ما را تا امامزاده هاشم بدرقه كردند و نمي دانم به دستور كي بود كه سوت كارخانه به صدا درآمد. سه بار.

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391ساعت 15:22 توسط عبید| |

محمدعلی حضرتی دبیرعلمی جشنواره نماز و نیایش خبرداد:

مهلت ارسال آثار به جشنواره ادبی (شعر و داستان کوتاه) نماز و نیایش تا پنجم خرداد ماه تمدید شد.

محمدعلی حضرتی ضمن اعلام این خبر افزود: با توجه به استقبال گسترده شاعران و نویسندگان از نخستین جشنواره ادبی نماز و نیایش و درخواست­های متعددی که به دبیرخانه رسیده به تصمیم شورای سیاستگذاری، مهلت ارسال آثار به مدت ده روز دیگر تمدید شده و علاقه­مندان می­توانند شعرها و داستان­های خود را تا حداکثر پنجم خرداد ماه 1391 به نشانی دبیرخانه یا پست الکترونیک اعلام شده بفرستند.

وی تعداد آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره تا پایان 24 اردیبهشت را افزون بر سیصدو بیست اثر اعلام کرد و گفت: آیین پایانی جشنواره همزمان با سالروز میلاد خجسته "زیباترین روح پرستنده" حضرت سجاد (ع) برگزار می­شود و مهلت مقرر دیگر تمدید نخواهد شد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391ساعت 14:56 توسط عبید| |
آیین بزرگداشت روز فردوسی

با سخنرانی دکتر احمد وکیلیان

زمان: دوشنبه ۲۵ اردیبهشت ماه ساعت ۱۸

مکان: سرای اهل قلم استان قزوین (خ هلال احمر)

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 15:53 توسط عبید| |

شب شعر مرکز هنرهای ادبی عبید یکشنبه هفدهم ارديبهشت ماه با همراهی جمعی از شاعران و دوستداران شعر و ادب فارسی در تالار سراي اهل قلم استان قزوين در فضایی صمیمی شکل گرفت.

در این جلسه حمیدرضا سبحانی­نژاد مجری برنامه در فواصل شعرخوانی شاعران اشعاری از زنده­یاد "عمران صلاحی" از کتاب "پشت دریچه جهان" قرائت کرد، و به­ مناسبت هجدهم اردیبهشت (هفتم ماه می میلادی) زادروز "رابیندرانات تاگور"(1861-1941) شاعر، نمایشنامه­نویس و نویسنده­ی مشهور هندی گفت: تاگور در زمان خود نگین درخشان ادبیات مشرق زمین بود؛ او در کنار اشخاصی مانند گاندی و نِهرو در هندوستان در حد یک اسوره مطرح شد. این شاعر هندی همیشه خیرخواهی و محبت را سرلوحه­ی کارهایش قرار می­داد و ضمن اینکه به شدت از استعمار هند توسط انگلستان انتقاد داشت ولی هیچ­وقت وارد سیاست و هیچ حزبی نشد. تاگور در سال 1913 به عنوان اولین آسیایی جایزه ادبی نوبل را به خاطر سرودن مجموعه اشعار مشهور "گیتانجالی" که به فارسی هم ترجمه شده است دریافت کرد. وی نمایشنامه­های متعددی را نیز همچون "سلطان قصر سیاه"، "میوه جمع­کن"، "رشته­های گسسته"، "نامه­های یک دوست" به رشته تحریر درآورد. این شاعر هندی در 68 سالگی به دنبال نقاشی و سپس آهنگسازی رفت. بد نیست بدانیم سرود ملی هند و سرزمین بنگال را نیز تاگور سروده است. رابیندرانات تاگور در بحبوحه­ی جنگ جهانی دوم در سال 1941 بر اثر بیماری درگذشت و متأسفانه نتواست استقلال کشورش را ببیند.

در ادامه محمدعلی حضرتی به مناسبت سالگرد درگذشت زنده یاد حسین منزوی  ضمن خوانش اشعاری از این شاعر معاصر اظهار داشت: حسین منزوی متولد 1325 در زنجان بعد از گذراندن تحصیلات متوسطه در سال 1344 به تهران آمد و در رشته ادبیات فارسی مشغول به تحصیل شد ولی در سال 1345 به علوم اجتماعی تغییر رشته داد و نهایتاً در سال 1347 ترک تحصیل کرد و تبدیل به شاعری حرفه­ای شد. منزوی شعر باشکوهی داشت که از درخشان ترین نمونه­های شعر امروز محسوب می­شود، شعری بی­دروغ و بی­نقاب که کاملاً از درونیاتش سرچشمه می­گرفت. او نه تنها در شعر بلکه با خود و زندگی­اش هم واقع­گرا و روراست بود. غزل­های عاشقانه و اجتماعی فوق­العاده و  بی­نظیری از او به یادگار مانده است.

سپس شاعران به خوانش اشعار خود پرداختند.

6cmh7r341phsdw8iell7.jpg

6xe04fndc9v21uyj6fpf.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 14:58 توسط عبید| |

آيين رونمايي مجموعه شعر "ديوان حبيبي" سروده "عباس­قلي حبيبي" شاعر، خوشنویس و پدر شهید "حسین حبیبی" در سراي اهل قلم استان قزوين برگزار شد. در این جلسه که با حضور  مهدی رمضانی معاونت فرهنگی هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، نصیری مدیرکل سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان قزوین، حجت­الاسلام­والمسلمین سلیمان صمدی ریاست سازمان بسیج هنرمندان و جمعي از نويسندگان، شاعران و مؤلفان استان شکل گرفت؛ از سال­ها تلاش هنری این هنرمند پیشکسوت تجليل به­عمل آمد.

در ابتدای برنامه عباس حبیبی به معرفی خود و چگونگی ورود به هنرهای شعر، تعزیه و خوشنویسی پرداخت. محمدعلی حضرتی درباره شعر عباس حبیبی گفت: هرچند استاد حبیبی از لحاظ ذهنی به شعر کلاسیک تعلق خاطر بیشتری دارند اما وسعت گنجینه­ی واژگان و تصویرسازی منحصر به­فردی که در اشعار سپید ایشان هست نشاندهنده­ی توانایی بسیار زیاد وی در زمینه­ی سرودن شعر سپید است. سپس حميدرضا سبحاني نژاد ضمن خوانش اشعاری از "دیوان حبیبی"  درباره شعر وی بیان داشت: عنصر عاطفه و احساس مهمترین ویژگی به کار رفته در شعر عباس حبیبی است که همین امر باعث شده اشعار او روان و ساده بوده و به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار کند. صداقت و صمیمیت نشأت گرفته از شخصیت این هنرمند در آثارشان به خوبی هویداست. اشعار آیینی وی تصنعی نیست و وجود عمق اعتقادی و بینش دینی ایشان بیانگر آشنایی استاد حبیبی با مبانی اسلام و تشیّع است.

lx0tjvucc8zgtzhhugvy.jpg

qcmhj5ot4qr2fkiexslq.jpg

d98pff6ef3hnnpi6yh.jpg

در فواصل برنامه علی حبیبی (خوشنویس و برادر عباس حبیبی)، ابولفضل امیردیوانی، سیدجلال موسوی، اسماعیل سکاک، ناصر سبحانی­فر، ایوب کیانی، سیدمرتضی معراجی درباره شعر و شخصیت استاد عباس حبیبی نکاتی را بیان کردند. اسماعیل سکاک سرود:  (مردی که ز کوهپایه برخاسته است / هرچند خمیده قد ولی راسته است / عباس حبیبی نه فقط شاعر شهر / این مرد به چندین هنر آراسته است).

لازم به یادآوری است اين برنامه توسط مركز هنرهاي ادبي عبيد قزوين با حمايت و همكاري اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي  برگزار شد.

نوشته شده در یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:10 توسط عبید| |