آهنگ انتظار...
با یاد چشم های تو خوب است خواب من
از ابرها کناره بگیر آفتاب من!
رو بر کدام قبله به چشم تو می رسم؟
چیزی بگو پیامبر بی کتاب من!
چشم تو را کجای جهان جستجو کنم؟
پایان بده به تاب و تب بی حساب من
دور از شمایل تو چنانم که روز و شب
خندیده اند خلق به حال خراب من
از تشنگی هلاک شدم ساقیا بیا
چیزی نمانده از قدح پرشراب من
ناصر حامدی
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۰ ساعت 9:54 توسط عبید
|
مرکز هنرهای ادبی عبید